تبليغاتX
شاید ...

شاید ...

...

سالگرد خواهرم

هنوزم باورم نمیشه که رفتی و دیگه پیشم نیستی

 یکسال گذشت اما چقدر تلخ ,سیاه,...

اگه می دونستم چند روز بعد از تولدت واسه همیشه از پیشم میری دنیا رو...

آره من کوه دردو غمم انقدر که حتی حوصله...

توی این یه سال من روز به روز تنهاتر شدم از بین این همه دوست یکی پیدا نشد که باهاش دردو دل کنم جز(خدا)آره من به ظاهر خوبم و از درون دارم ویرون میشم

این دنیا رو با تمام نامردیهاش و زخم هایی که بهم زده بود داشتم تحمل می کردم اما با رفتنت منم تموم شدم

وقتی یه نفر رو شبیه تو می بینم آتیش می گیرم آخه چرا تو!

بعد رفتنت به خودم قول دادم که هیچ کی رو تو دلم راه ندم و هیچ کس رو دوست نداشته باشم

بعد تو دنیا و تمام لذتهاش برای منم تموم شد

مظلومیت ؛ سکوت ؛ ساده گی واژه ها ی قریبی هستند که من و تو رو بازنده این دنیا کرد

 

یکی واسم نظر گذاشته بود که نوشته هام ... در جوابش : تمام نوشته هام واقعیت های زندگیمه که مثله یه خوره تمام وجودمو داره از بین می بره و یه درد دله حالا باور کردن یا نکردنش با خودتونه

مگه نمیشه یه نفر صبح تا شب غم رو زندگیش حاکم باشه و هیچ چیزی یا شخصی نتونه باعث شادیش بشه

**********************************************

ای دل من ...

ای دل من ! چه دیدنیست منظره ی شکسته ات

تار خزان تنیده بر پنجره های بسته ات

در شب سرد بی کسی میکشی ام به قصه ی

ساحل عشق و کشتی شعر به گل نشسته ات

نقش بهانه می زند یاد بهاری اش بر این

دفتر زرد گشته از خاطره های خسته ات

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 2:19 توسط محمد |


چند روز پیش داشتم اینترنت رو می گشتم عکسمو توی اینترنت دیدم برق از چشام پرید!!خدا این سینیور سعید رو بگم چی کار کنه که به عکس منم رحم نمی کنه

اندر احوالات عکس:

از اون جایی که حال ندارم جواب یکی یکی تونو بدم همین الان خودم در کمال صحت و سلامت کما کیف ماجرا رو به عرض تون می رسونم.

ماجرا از اون قراره که چند وقت پیش منو این گور خر (سینیور سعید) به همراه کل خاندان گور خر رفته بودیم دبی زیارت 

زبونم لال ما که اهل دیسکو و این جور قرتی بازیا نیستیم که!!همین جوری اتفاقی تهی و رضایا رو تو خیابون دیدیم

نمی دونم این دو تا  ما رو از کجا می شناختن که یهو ما باشون شدیم پسر خاله!!

این عکسم سعید انداخته که تا امروز می گفت پاکش کردم

حالا منم یه عکس ازش دارم تا بعد!!

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 21:14 توسط محمد |


وخداوند 000000

الهی تنهايم و از زندگی سیر، خواهم که بمیرم ولی افسوس شرم دارم از مردن نه از ترس ودوستي دنيا و ... به خاطر این که گناهكارم و رویی ندارم که در درگاهت حاضر شوم

الهی هر روزم حیرانیست خودت به دادم رس , مدتی در این دنیا به دنبال معنی بودم ولی به تنها معنی که رسیدم خودت بودی .......همه چیز به ذات تو ختم شد

الهی به دادم برس ! چون نه (( دل خوش )) دارم , نه (( دلخوشی ))

الهی در همه چیزت حکمت است ؛ اگر عالم دیگرت نبود در این دنیا با غم تنهايي چه می کردم

الهی خیلی وقت است که به آخر خط رسیده ام و هر چه خواستم به من دادی جز...

الهی جلوه وجودت را در تک تک لحظه های زندگی ام احساس می کنم و اين تنها اميد من است

الهی از در خواست کردن شرم دارم ...

 

 

برای هیچکس

تو که باور می کنی ...

هیچ کس باور نکند , تو که باور می کنی

هیچ کس نشنود , تو که می شنوی

هیچ کس نفهمد , تو که می فهمی

هیچ کس نبیند , تو که می بینی

هیچ کس نشناسد , تو که می شناسی

هیچ کس نپذیرد , تو که می پذیری

هیچ کس نخواهد , تو که می خواهی

هیچ کس نتواند , تو که می توانی

هیچ کس نباشد , تو که هستی

هیچ کس نبخشد , تو که می بخشی

هیچ کس یادش نباشد , تو که یادت هست

هیچ کس حواسش نباشد , تو که حواست هست

هیچ کس صبر نکند , تو که صبر می کنی

هیچ کس پنهان نکند , تو که پنهان می کنی

هیچ کس نماند , تو که می مانی

هیچ کس دوست نداشته باشد , تو که دوست داری

هیچ کس مهربان نباشد , تو که هستی

هیچ کس که تو نمی شود

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 18:32 توسط محمد |


دو سه خطی از مرگ ...

 

مرگ احساسی پس از بی کسی است

مرگ زیباتر از آن است که در تصور گنجد

مرگ افسوسی پس از دوری یار , به زیبای گل رز به حقیقت عشقی جاودان

که کلامی است پر از وسوسه ها ,که چرا نیست امیدی در دل که بماند بی کس در فراق معشوق

_ روزی که رسید مرگ در پشت در خانه ما ؛ گفتمش مرگ چرا سرزده می آیی تو؛

خنده ای کردو بگفت: عمریست که با هزاران آیت تو را فهماندم که روزی آیم افسوس نفهمیدی؛ نکردی باور

گفتمش :حرفت قبول؛ آخر چرا باید رود عزیزتر از جان من؛ او که لبخندش به زیبایی گل؛ نگاهش سرشار از محبت و وفا؛ ساکت و بی آلایش و با قلبی آکنده از صداقت و صفاو هزاران حسنی که به تمام عالم ارزد

مرگ گفت : چه کسی بهتر از او ! این فرشته نتواند که کند زندگی با خلق پر از حیله و نیرنگ و فریب؛

گفتمش : قبول اما...

گفت : سخن کوتاه می باید نباشد فرصتی اینک؛

***************************************

زندگی ام را به پاک ترین نگاه می فروشم،

پاک ترین نگاه را به پاک ترین قلب،

پاک ترین قلب را به مرگ،

مرگ،که زیبا ترین هدیه ی خداست

******************************
نه دل در دست محبوبی گرفتار،

نه سردرکوچه باغی بر سر دار ،
از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟

پیاده می شوم ، دنیا نگهدار . . .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 12:54 توسط محمد |


 

 به بازی دعوت شده ای ما را به بازی دعوت کرد...

*بازی مصاحبه ای با خود در جواب سینیور سعید

 

:: بیوگرافی ؟

اسم : صالح (محمد)

شهرت : devil (که توسط سعید دزدیده شد) و فشفشه وصالی مخته و ...

بيست و يك ساله

متولد (بدترین نقطه جهان)

عاشق ساسی مانکن و شادمهر و رضا صادقی

 

::آیا زندگی زیباست ؟

نه لجنزاریست بس کثیف و مردابیست بس کشنده

خیالیست سراسر وحشت

توهمی بس جنجالی

 

::زندگی را دوست دارید وچه رنگی را برای آن می پسندید  ؟

نه فقط به خاطر لبخند مادرم زنده ام و بس

زندگی سیاه است

 

::اگر به عشقی که عمری  در انتظارش بودی رسیدی چه می کنی؟

امیدوارم زنده نباشم تا آن روز را ببینم (زیرا بسیار به این حرف علاقه دارم ومعتقدم که: دیدار به قیامت )

 

::بزرگترین و بدترین اشتباهات زندگی خود را نام ببرید:

1-     متهم شدن به چیزی که هرگز نبودم

2-     زندگی کردن در بدترین والوات ترین نقطه جهان (اسمشو از سینیور سعید  بپرسید)

3-      شکستن دل کسی که خیلی دوستم داشت

4-     ...بسه دیگه پاک آبروم رفت

::شعریا متنی  که همیشه برزبان دارید ؟

در آن روز که طبل رسوایی زنند ما سر دسته رسوایان عالمیم

::تفریحات زندگی ام  ؟

1)      قلیان

2)      چند ساعت پرسه زدن در خیابان با رفیقان خراباتی در هر روز

3)      خیال پردازی وسکوت

4)      سرکار گذاشتن داف هام  به هر شکل ممکن

::آرزوهایم   ؟

1)      رفتن به جایی که هیچ آدمی نباشه

2)      مرگ ووصال محبوب (خداوند)

3)      شناخت عجیب ترین موجود جهان(دختر)

4)      پیدا کردن یک مرد در میان این همه نامرد

 

سینیور سعید دوباره به بازی دعوت  شدی

                          "سینیور سعید تويي و نوای بی نوایی دفعه دیگه تنها نیا.........بیار کسایی!! "

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 17:48 توسط محمد |


چقدر حقیرند مردمانی که

نه جرأت دوست داشتن دارند ،

نه اراده‌ی دوست نداشتن ،

نه لیاقت دوست داشته شدن

و نه متانت دوست داشته نشدن،

با این حال مدام شعر عاشقانه می‌خوانند

 

* * * * * * * * * * * * *

قاصدک

قاصدک هان چه خبر آوردی

از کجا از که خبر آوردی

خوش خبر باشی اما ؛ اما

گرد بام و بر من بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار دیاری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تورا منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

راستی آیا جایی خبری هست هنوز

مانده خاکستر گرمی جایی

در اجاقی طمعه شعله نمی ورزم خردک شرری هست هنوز

قاصدک ابرهای همه عالم شبو روز در دلم می گرید

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:31 توسط محمد |


"تقدیم به رفیق فابم (سینیور سعید ) که در سوگ از دست دادن عزیزی ست..."

غم

           من از هرزه نگاه توهزاران خاطره دارم

                      تو از معصومیت چشمانم هزارن حیله در س   

                                                        نمی دانم اسیر منم یا تو در این غم

 

 

                                                                            خیال باطل یار از فراق دوست

                                                                                   عجب؛ چه ها کند به خاطر دوست

 

نظر کردن به چهره یک دوست هزارن راز را که در صورت او نهفته است بیان می کند شاید از خط پیشانی او توان فهمید که چند هزاربار غمگین شده و از کنج لبان او شود فهمید که چند بار خندیده و من از روی تو هزاران رنج وغم و هزاران غصه دیدم

ولی نمی دانم تو در چهره من چه می بینی ؟

شاید آن چیزی که من ندارم تو خیلی زیاد داری (غرور)

ای کاش می دانستی تمام زندگی این چیزی نیست که تو فکر می کنی و نیمه گم شده زندگی ات را روزی بیابی

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 1:37 توسط محمد |


 

دوباره 23 خرداد امدو رفت   

23 خرداد امسال با همه سالها فرق داشت آخه تلخ تر ازهمیشه بود

وای حتی حال خودمو نداشتم چه برسه به...

چه تولدی چه...

 

زندگی من به طور کامل در شعر زیر شرح داده شده:

 

  

سرانجام

 

ملکه قصمه

ملکه قصمه

ملکه قصمه

خورشید یکی و دنبالتم

باقی همه سایه و دنبالمن

شهرت و اسم و عنوانمن

دستشون نمیرسه دنیای من

همینه نمیشه وقتم تلف

هدفم نیستش تخته طرف

بیست و چند ساله عمرم گذشت

توی دل مذه عشق نرفت

نه که فکر کنی دلم سنگه

آهنگه مال دل تنگه

ودنیامو میدونی رنگارنگه

اما لنگه بدون تو رنگه

انگا انگا انگا دلو میبینه

بلد چه جور سر جاش بشینه

با حرف از دهن شکل و بدن

اسمت میخوره به رویای من

بازمن تورو خواستن

هرچه داشتم به تو باختم

ولی باز من تورو خواستن

تا که آخر تورو یافتن

می گفتم خواستنت رویای خوابمه

حالا داشتنت واسه من عادته

نتیجه باور اون عشق واقعی

همیشه با منه اون حس شاعری

میدونم خستته کمی غم داری

دلیلش اینه چون منو کم داری

هر باری خواب یا که بیداری

هرجایی که بخوای همراهی

خوب منم دنیارو گشتم به پات

سوختم و ساختم با چند کس بجات

چشات اما داره راه نجات

محتاج یک بوسه از لبات

ای تو که دلیل شعرم شدی

میتونی تو شعرم پیدام کنی

خیلی خودی اینو بهت میگم

گمشم روزی تا تو پیدا میشم

میدونم می دونی میدونیم مال همیم

میخونم برا آسمون تا زمین

مال منی

 

می گفتم خواستنت رویای خوابمه

حالا داشتنت واسه من عادته

---------------------------

اگه خاکم اگه سنگم اگه دلتنگم

با خودم با تو و این فاصله میجنگم

اگه رودم با تو بودم به تو دلبستم

من از این من من از این تو از همه خستم

ای خدا این نفسای من سرگردون

به همون روز تولد منو برگردون

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 1:22 توسط محمد |


 

مانده ام

 

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام

چه خوانا دوری ات را بر سر در خانه نوشته اند

ومن در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام

چه بسیار است دو رویی ها ؛ فراموش کردن ها و گسستن ها

و من در این هم همه چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند

من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست که من آن جا قنودن خواهم

من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

**********************

دلت وقتی که تنها شد

سرودی مهربانی با کدامین خسته خواهی خواند

و لبهایت کدامین تشنه را سیراب خواهد کرد

نگاهت را به چشمان چه کس از شوق خواهی دوخت؟

****************************

امروز باز این من بودم که در ضربان یک لحظه دیدنت ایستادم

و در آتش غرور سرخی نگاهت سوختم

و تو مثل هر بار دیگر

اضطراب ندیدن را در چشمان بی قرارم دیدی

حسرت رفتنت را از سکوت نگاهم شنیدی و رفتی

اینبار تلخ تر از هر بار

می دانی؟

آتش نگاهت هنوز دیدگانم را می سوزاند و اشک مرهمی نیست بر آتش دل

با این همه دل به این خوش می کنم که عطر آبی نفس هایت

در میان خالی اندوهناک این شهر پراکنده است

معنی باران !

چگونه التماست کنم که بمانی و حجم اندوه تنهایی ام را سیراب کنی؟

****************************

نقطه سر خط

زندگی نقطه سر خط         بی وفایی شده عادت

تو نوشته بودی دیدار        ... (3)تا نقطه به قیامت

زندگی نقطه سر خط         تلگرافی شده نامت

قلبمو مچاله کردی            لایه نقطه چین نامت

عزیزم نقطه ته خط          برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه        عوض جواب نامت

زندگی نقطه سر خط        برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه       عوض جواب نامت

با 32 حرف دلگیر         مختصر مفیدو ساده

گفتی  که سایه عشقت       از سرم خیلی زیاده

زیر درد رو خط کشیدی    ضربدر زدی رو اسمم

تا بدونم که به عشقت        تا که جون دارم تلسمم

عزیزم نقطه ته خط         برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه        عوض جواب نامت

رویه یک کاغذ بی خط     حرفای خسته به نوبت

تویه سرزمین نامت         حرف ت کرده قیامت

ت مثله تو مثله تردید        ت مثله آخر طاقت

مثله تنهایی مثله تب          مثله آخر خیانت

عزیزم نقطه ته خط         برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه       عوض جواب نامت

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:23 توسط محمد |


 

واسه موندن دیگه دیره نگو نه .........دلم از عاشقی سیره نگو نه ..........باغچه ی سبز دله عاشق من ..........دیگه هم رنگ کویره نگو نه ...........اون زمون عاشقی تو جوونی کرد ..............اما حالا دیگه دیره نگو نه.................همیشه دوروغ میگی وقتی میشم .................تویه چشمای تو خیره نگو نه ...............میدونی حسی که محتاج تو بود....................داره کم کم.ک میمیره نگو نه................یه روزی گفتی می خوام برم حالا.................پای من یه جایی گیره نگو نه................وقتی منتظر بودم کجا بودی.................حالا اومدی که دیره نگو نه.......................میدونم جواب تو به این غزل

یه سکوت ناگزیره نگو نه....

 

این شعر رو واسه یه بنده خدایی نوشتم که چند وقته

 دوباره عاشق من شده و فکر می کنه خبریه  هر چند ارزش

این شعر رو نداره ولی...  

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 2:45 توسط محمد |


یکی...

یکی  دلش به صد دل بنده

یکی  صد دل به یه دل می بنده

یکی  یه دل به یه دل می بنده تا آخرش پایبنده

یکی  هر بار به یکی دل می بنده

یکی  دل می بنده تا بخنده

یکی  هم دلش آکبنده مونده به کی دل ببنده...

 

شما کدوم یکی هستید؟!

 

دیگر نشاید بودنم           درکنج زندان دلت

دیگر نباید ماندنم           در بی کسی در این غمم

دیگر نخواهم ماندنت      درپوچی بود نبود

دیگرگریزی نیست هم     تو میروی یا من روم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 1:52 توسط محمد |


ومرگ ...

چه ناگهانی و چه تلخ !

خیلی وقت بود که از شدت سختی وافسردگی و بی میلی نسبت یه این دنیا روزی 100بار آرزوی مرگ می کردن اما تصمیم گرفته بودم که دوباره شروع کنم و همه چیزو فراموش کنم ولی افسوس؛

ولی افسوس که خواهرم عزیز دلم 13 مهرماه بعد از 18 بهار از عمرش برای همیشه از پیشم رفت 

چقدر سخته دوست داشته باشی گریه کنی اما نتونی ... 

چقدر سخته یه نفر که هر روز با صدای نازش از خواب بیدارت میکرد دیگه نباشه که...

چقدر سخته یه نفر که تمام زندگیت بود دیگه نباشه ...

چقدر سخته یه نفر چند روز بعد از تولدش واسه همیشه از پیشت بره ........

.........

....

..

.

کاش می دانستی

عزیز دلم ای خواهرم !

رویای همیشگی خوابهای دلتنگی من !

کاش می دانستی درون سینه ام چه آتشی شعله می کشد در فراقت.

از آینه سراغ چشمان تو را می گیرم و خودم را در نگاه تو جست و جو می کنم.

کاش می دانستی لحظه های بی تو بودن با دلم چه کرده !

ای گل سرخ سرزمین دلم ای خواهرم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 10:48 توسط محمد |


در این متروکه دنیا که یاری نیست...
نشانی از کسی یا از دیاری نیست ...
به عشقی جز خداوند اعتباری نیست...


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


Archives

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386



Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

سینیور سعید
شیطان
نازلی
صددل عاشق سینما
دخترایرونی
پریسا خانم
وروود عاشق ها ممنوع
اتل ها و متل های قشنگ
آبي آسماني
MAHTAB
Sorrow Of Love غم عشق
عکس آهنگ بیوگرافی اس ام اس و هرچی که دلتون میخواد)
(مرجع دانلود جدیدترین آهنگ ها برای شما )
(محلی برای گذراندن وقت عاشقان )
سکوت تنهایی.......
" عشق ما پرسپولیس "
جوون عاشق
شادی
و اما عشق...
دختری از باران
تنهاترین
هانا خانوم
الف-ب
محبت برای همه
شهر عشق
هانیه توسلی
قالب های فوق جدید بلاگفا




Design by : Bahar 20


------------------------------------------------------------------------------------------------------------ ---------------------------------------------------------------------- كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

" loop="-1" >